دنیای شما آدم ها برای روح حساس من دیگر زیبایی ندارد؛
انگار آسمان قهر کرده و عهد کرده که از آن
بر قلب زمین جز باران غم و سیاهی نبارد!
آن قدر از دروغ رنجیده ام که غرق در سکوتم و
دیگر هیچ حرف صادقانه ای برای من و احساسم جذابیتی ندارد!
حتی گفتنش هم درد دارد، اما با شرمندگی باید بگویم:
داستان رفاقت جز رنج و خنجر و زخم ندارد و
رفیق در ذاتش فریب دارد و شفافیتی ندارد!
آدم در این دنیای تلخ برای ابراز عشقش دیگر خلاقیتی ندارد!
دلم، وای دلم دیگر به هیچ بدی دیدنی، حساسیتی ندارد!
آدم جز سود خواستن و اتلاف وقت و رفتن به سمت
غروب و نیستی و مردن برای دنیا، خاصیتی ندارد!
عزیزم درست فهمیده ای، آدم، دیگر مهربانی ندارد و
عشق دیگر معنایی جز برای اقلیتی ندارد و
زمانه ای شده که معشوق برای آن که
عاشق برایش بمیرد، دیگر صلاحیتی ندارد!
درست است که جدایی از آدم، غم انگیز و سرد است ولی
لذت و امنیتی که دنیای تنهایی دارد واقعا هیچ دنیای دیگری ندارد...